سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

386

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

أرى الأيام تفعل كلّ نكر * فما أنا فى العجائب مستزيد أ ليس قريشكم قتلت حسينا * و كان على خلافتكم يزيد « 1 » ( 1 ) ( مؤلف ) مىگويم : موقعى كه جدّم ابو الفرج روى منبر بغداد در حضور پيشوا ناصر و بزرگان علماء ، يزيد را لعن كرد ، گروهى از تندروها از مجلس او برخاستند و رفتند جدّم گفت : « بدانيد كه مدين هم مرده باد ! چنان كه قوم ثمود هلاك شدند » « 2 » . ( 2 ) يكى از استادان ما از آن روز بر من حكايتى نقل كرد كه گروهى راجع به يزيد از جدّم پرسيدند ، گفت : چه مىگوييد دربارهء مردى كه سه سال حكومت كرد ؛ سال اوّل حسين ( ع ) را كشت ، در سال دوم مردم مدينه را به بيم و هراس انداخت و ( مال و ناموس مردم ) مدينه را مباح كرد و در سال سوم كعبه را هدف منجنيق‌ها قرار داد و ويران كرد ، پس آنها گفتند : ما لعن مىكنيم ، اين بود كه جدّم نيز گفت : پس او را لعن كنيد . ( 3 ) جدّم در كتاب « الردّ على المتعصّب العنيد » مىگويد : در حديث ، لعن كسانى آمده است كه يك دهم كارهاى يزيد را نكرده‌اند و احاديثى را نقل كرده است كه بخارى و مسلم در صحيح خود نقل كرده‌اند مانند حديث ابن مسعود از پيامبر ( ص ) كه زنان خال كوبنده و زنانى را كه بر بدنشان خالكوبى مىكنند لعنت كرد و حديث ابن عمر : خدا لعنت كند زن خالكوب و زنى را كه بر بدنش خال مىكوبد و خدا لعنت كند كسانى را كه صورت بردارند ! و حديث جابر : رسول خدا ( ص ) لعنت كرد ، رباخوار و ربادهنده را ، تا آخر حديث و حديث ابن عمر در مسند احمد : شراب را به ده صورت لعنت كرده‌اند ، تا آخر حديث . و اخبار زيادى در اين باب وارد است . اين مطالب غير از كارهاى يزيد از كشتن حسين و برادران و خاندانش و غارت مدينه و ويران كردن كعبه و هدف قرار دادن آن با منجنيقها و اشعارش كه بيانگر فساد عقيدهء اوست . و هر كه طالب بيش از اين است به كتاب ابو الفرج « الرّد على المتعصّب العنيد » مراجعه كند .

--> ( 1 ) من روزگار را چنان مىبينم كه هر كار زشتى را مىكند ، بنا بر اين من در شگفتيها افزون بر اين را نمىجويم ! مگر چنين نيست كه شما مردم قريش حسين ( ع ) را كشتيد و يزيد بر مسند خلافت شما تكيه زد ! ( 2 ) كنايه از اين كه اينها نيز شريك جرم شده و در هلاكتند ! - م .